فراموش کردن سخت یا آسان

فراموش کردن

برگ زردی

با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست های خویش و دامان تو ام آمد به یاد


همیشه برایم سوال بود چرا بعضی ها راحت فراموش می کنند. ازدست رفتن برایشان نگران کننده نیست. این روزهای آخر پاییز بیشتر از همیشه یاد آور این مسئله است. به خصوص این آخر پاییز که جمعه هم هست و مصادف شده با دل کندن از بعضی چیزها و بعضی اشخاص برای من.

کسانی که فراموش می شوند از اول هم جایی در دل ندارند. منظورم در باطن است نه در ظاهر چون این روزها تظاهر خیلی زیاد شده. به همین دلیل هم هست که از درس های دوران مدرسه فقط دروسی که به آن ها علاقه مند بودم را از یاد نبرده ام. به اطرافیانم هم که نگاه می کنم تنها کسانی که مرا به یاد می آورند تنها همان هایی اند که در دلشان جا دارم.

به گمانم هرکه را بخواهی فراموش کنی راحت فراموش می کنی و هرکه را نخواهی سخت. سخت ترین قسمت فراموش کردن هم همین قدم اول است که بخواهی که فراموش کنی. بقیه اش راحت است.

باید مراقب بود چه ها را به دل راه می دهیم تا دغدغه ی فراموش کردنش آسایش را از ما نگیرد.

One thought on “فراموش کردن سخت یا آسان”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 − 3 =