سیاه و سفید ببینیم

سیاه و سفیدبینش افراد

نمی دانم آدم ها چند دسته اند و نوع بینششان به چند دسته تقسیم می شود. علی ای حال بینش خودم را عرض می کنم. من جزو آدم های گیجم که همیشه موقع کنکور آن گزینه ی گمراه کننده را انتخاب می کنم. من آن آدم خامی ام که بین دو راهی عصبانیت و صبر عصبانیت را انتخاب می کنم. من آن آدمیم که موقع نقاشی از برگ ها شروع به کشیدن می کنم به جای ساقه و شاخه. همیشه اسیر رنگ و لعاب مسائل شدم. در پاره ای از مواقع به لطف خدا و دعای والدین راه را از بی راه تشخیص دادم اما در بیشتر موارد حتما باید سرم به سنگ بخورد. شاید اسمش وسواس در توجه به جزئیات باشد. من اسمش را گذاشتم رنگی دیدن.

سیاه قلم یا مداد رنگی

کی باید سیاه قلم نقاشی کنیم و کی با مداد رنگی ؟ جوابی که من گرفته ام این است که وقتی نیاز نیست نقاشیمان رنگی باشد، وقتی فقط یک مداد سیاه داریم ، وقتی رنگی نقاشی کردن را بلد نیستیم یا وقتش را نداریم یا نمی شود ریسک خراب شدن نقاشی را به جان خرید ، وقتی یک دلیل اساسی برای سیاه قلم داریم خوب مداد سیاه را برداریم حتی اگر هزار دلیل کوچک برای مداد رنگی داشته باشیم. وقتی نیاز به تنفس داریم با دهانمان نفس بکشیم، ساز نزنیم. وقتی احتیاج به غذا داریم با پولمان بستنی نخریم، نان بخریم.

چند مثال سیاه و سفید

مطلب را با چند سوال و جواب که شاید در آینده به آن ها اضافه تر کردم به پایان برسانم.

وضعیت مالی بد است؟ کار کردن می شود دید سیاه و سفید، قمار کردن می شود رنگی

میخواهی برای دوستت کادو بخری؟ خرج اضافه است و پول را لازم داری. قبول واقعیت یعنی دید سیاه و سفید و رفتن زیر فشار اقتصادی یعنی دید رنگی

در فوتبال تک و تنها هستی و قصد گل زدن داری و دو مدافع پیش رویت. نزدیک شدن یعنی دید رنگی و در اولین فرصت شوت زدن یعنی سیاه و سفید.

ازدواج کنم؟ بدون ازدواج می شود؟ اگر بدون ازدواج نمی شود تعلل یعنی دید رنگی و تلاش برای آماده کردن شرایط یعنی دید سیاه و سفید

چاق هستم. چرا ؟ غذای زیادی میخورم و ورزش ندارم یعنی دید سیاه و سفید. تیروئیدم فلان هست یا رژیم غذاییم اشتباه می شود دید رنگی

خلاصه تر می شود دو به علاوه ی دو می شود چهار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × دو =